زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بهجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
(زندهیاد دکتر ژاله اصفهانی)
ابراهیم جعفری: در دوازدهمین سالگرد درگذشت زندهیاد دکتر کاظم معتمدنژاد، بار دیگر نام و میراث علمی او در فضای ارتباطات ایران طنینانداز میشود؛ استادی که نامش با تاریخ این رشته در کشور گره خوردهاست و تحولاتی بنیادین در آموزش، پژوهش و نگاه ایرانی به ارتباطات پدید آورد. معتمدنژاد بهدلیل همین نقشی که در تدریس آکادمیک علوم ارتباطات و روزنامهنگاری در ایران داشت به «پدر علم ارتباطات ایران» شهرت یافتهبود.
نخستین ویژگی برجسته دکتر معتمدنژاد، جایگاه ممتاز علمی و نقش پیشگامانه او در بنیانگذاری دانش ارتباطات در ایران بود. او نه تنها در گستره نظریههای ارتباطات، روزنامهنگاری، جامعه اطلاعاتی، ارتباطات توسعه و حقوق ارتباطات نقشآفرین بود، بلکه طی چند دهه، مسیر پژوهش و آموزش این حوزه را در دانشگاههای ایران شکل داد.
آثار او بهدلیل شفافیت، پایههای علمی قوی و اتکا به تجربه طولانی تدریس، برای دانشجویان و حتی غیرمتخصصان قابل فهم و بهرهبرداری است.
استاد معتمدنژاد بخش بزرگی از آثار ماندگارش را در دو دهه پایانی عمرش نوشت؛ دورهای که همچنان سختکوش، دقیق و وفادار به روش علمی خود بود.
متأسفانه در مقابل سنت اصیل پدر علوم ارتباطات اجتماعی، امروز شاهد روند روبهرشدی هستیم که طی آن برخی بدون تجربه کافی یا مشاهده محیط واقعی دانشگاه، کتابهایی منتشر میکنند که گاه بر کپیبرداری یا گردآوری سطحی استوار است؛ روندی که با ظهور ابزارهای هوش مصنوعی شدت یافتهاست.
اما شیوه استاد گونهای دیگر بود: سالها تدریس، بحث، نقد، بازنگری و پالایش، پیش از آنکه هر اثرش به کتاب تبدیل شود. او حتی کتابهایش را ابتدا به شکل پلیکپی درسی در اختیار دانشجویان قرار میداد تا در آزمون کلاس و نقد دانشگاهی پخته شوند.
همین روش سبب شد که به قول دکتر مهدی فرقانی، هیچگاه به تولید عجولانه رضایت ندهد و گاهی بیست تا سی سال برای نوشتن یک کتاب وقت بگذارد، با دقتی مثالزدنی که نتیجه آن منابعی با دهها صفحه است.
دکتر معتمدنژاد، میراث ماندگار ارتباطات و روزنامهنگاری است. او نسبت به همه و بهویژه شاگردانش که همواره آنان را «همکاران» خویش میخواند، مهربان، خیرخواه و مشوق بود و در عین سختگیری علمی، به آرا و نظرات دیگران احترام میگذاشت و اجازه میداد که استقلال فکر و نظر را تجربه کنند.
از یاد نبریم که امروز «شبهعلم» تهدیدی جدی برای فضای دانشگاهی است؛ کتابها و منابعی که اصالت ندارندو مقالاتی که حتی نویسندگانشان آنها را بهدرستی مطالعه نکردهاند. با این شرایط، زنگ خطر برای دانشگاهها و نهادهای علمی به صدا درآمدهاست تا معیارهای دقیقتری برای ارزیابی آثار و حمایت از تولید علمی ماندگار تعریف کنند.
بنابر اظهارات هادی خانیکی، «استاد معتمدنژاد» سعی کرد دانشها و فناوریهای جدید ارتباطی را وارد حوزه علوم ارتباطات کند و در این مسیر موفق بود. او استادی کهنسال اما نواندیش بود و خدا میداند اگر نبود چقدر جامعه اطلاعاتی و ارتباطی و ارتباطات توسعه و مطالعات انتقادی را درون ارتباطات میدیدیم!
اگر امروز میخواهیم از معتمدنژاد حرف بزنیم، باید جای خالی دانشها و فناوریهای جدید را در ارتباطات ببینیم و برطرف کنیم. هوش مصنوعی و علوم شناختی و توجه به پلتفرمها، پدیدههایی هستند که باید آنها را میان آرزوهای دکتر معتمدنژاد بجوییم.
مهمترین و ماندگارترین کار معتمدنژاد، هویت بخشیدن به رشته علوم ارتباطات در ایران است. او این توفیق را داشت که با پایمردی و تلاشهای شبانهروزی، دانشکده علوم ارتباطات را گسترش دهد تا «علوم ارتباطات» بهعنوان یک رشته علمی در دانشگاهها تدریس شود. این اقدام، بهتنهایی برای کارنامه یک چهره دانشگاهی کافی است تا از او بهعنوان یک استاد بزرگ یاد شود.
به تعبیر دکتر یونس شکرخواه، اگر زمان بیشتر یاری میکرد، شاید او میتوانست مکتب ایرانی ارتباطات را بنیان بگذارد؛ مکتبی که در کنار شیکاگو، فرانکفورت یا بیرمنگام قرار گیرد. اما آنچه امروز باقی مانده، میراث اندیشهورزی، اخلاق علمی و نقشههای مردی است که ارتباطات را نه صرفاً یک رشته دانشگاهی، بلکه مسیر زندگی خود ساخت.
مردان بزرگ نه تنها خود قدم در راه میگذارند و آن را برای دیگرانی که قرار است پا جای پای آنان بگذارند، هموار میسازند؛ بلکه از حیث دانش، منش و عملکرد، الگوهایی را بر پا میدارند که نقشه راه آیندگان میشود.
نقش دکتر معتمدنژاد را در حوزههای نظری، عملی و حرفهای روزنامهنگاری و ارتباطات باید از این منظر به داوری نشست.یادکرد منش اخلاقی و دانش و روش علمی این استاد فرزانه که چراغ عمر پربارش در۱۴ آذر ۱۳۹۲ خاموش شد، طلوعی دوباره برای اندیشههای او و فرصتی برای بازاندیشی در مسیر آموزش و پژوهش و حرکتی تازه در گسترش علم ارتباطات در ایران است.
شما چه نظری دارید؟